دیروز روز جهانی وبلاگ(۳۱ اگوست) بود، بلاگرهای ایرانی طبق عادت سالیانه از کم و کیف بلاگ نویسی در ایران نوشتند. اما باید دید هدف از این سال نوشته ها چیست؟

قبلا درباره مفاهیم و آسیب شناسی وبلاگ نویسی در ایران نوشته ام. سال گذشته نیز درباره پارادوکس وبلاگ نویسی و رسانه های اجتماعی با مخاطب حرف زدم.

اما امسال قصد ندارم دوباره در این باره بنویسم، فقط این بار می خواهم من “مخاطب” باشم و مخاطب “من” باشد. می خواهم به جای من فکر کند. به جای من بخواند و به جای من بنویسد.

وبلاگ نویسی برای من مانند نقاشی کردن است. یعنی همانطور که کودک در ابتدای دست به قلم شدن، قدرت نقاشی کردن دارد. شما به عنوان بلاگر نیز نیاز به مهارت خاصی ندارید. به قول دکتر شکرخواه “وبلاگ نویسی یعنی مهارت زندگی کردن در عصر دیجیتال”

نه من، قدرت خاصی دارم نه وبلاگ نویسی به مهارت زیادی نیاز دارد. تنها می طلبد شما در یک بوم نقاشی (بلاگ سرویس) درباره ایده یا آنچه که در  ذهن دارید شروع به نوشتن کنید. شما بنویسید مخاطب ناخوداگاه با شما همراه می شود و انگیزه می دهد.

برای عمیق تر شدن، نقاشی های مشابه را در سایر بلاگ ها و سایت های خارجی و داخلی دنبال می کنم و آنها را پرورش می دهم. ذهنم همیشه برای دریافت ایده های جدید باز است و هیچگاه آن را محدود نمی کنم.  روز به روز که می گذرد، احساس می کنید با تجربه تر، روان تر و زیبا تر نقاشی می کنید.

همه خانواده ها به فرزندان خود شیوه درست نقاشی کردن را می آموزند. خانواده بلاگرها نیز می تواند شیوه درست نوشتن و درست فهمیدن را به مخاطبان آموزش دهد. این می تواند جواب سوال پاراگراف اول باشد!

اگر “من” به شما و “شما” به من کمک نکنید. هیچ کس حاضر نیست به “ما” کمک کند.