گوی رقابت، یک  دام است. میدانی که سرانجام به نابودی بازیگران و یا حداقل، ضعیف‌تران و کم‌تجربه‌ترها می‌انجامد. البته ماهوی رقابت، اجتناب‌ناپذیر است و در بیشتر موارد منجر به رشد محصول و خدمات می‌شود. اما اگر این چالش ادامه پیدا کند موجب تنزل بهره‌وری شده و نهایتی جز رسیدن به انحصار بازیگران حرفه‌‌ای‌تر و قوی‌بنیه نخواهد داشت.

images (12)

 

موضوعی که با رشد فناوری‌ها، واقعیت دنیای رسانه‌ها را دست خوش این مهم کرده است که برای زنده ماندن یا یک مزیت رقابتی ایجاد کن و یا با رقیبان دیگر به توافق برس. فعلی که در چند دهه‌ی اخیر عمر رسانه‌های جمعی به شکل‌های مختلف توافق در قالب‌های کارتل، تراست، هلدینگ و کنسرسیوم انجام شده است و شرکت‌های رسانه‌ای بزرگ و مادری چون «بی‌بی‌سی»، و مردان رسانه‌ای چون «روبرت مُرداک» را شکل داده است.

لذا اگر سازمان‌های رسانه‌ای را چه در قالب رسانه‌های سنتی (چاپی)، دیداری و شنیداری،رسانه‌های الکترونیک و در نهایت دیجیتال و آنلاین بدانیم. مدیریت اقتضائی و تعاملی با محیط(سازمان‌های باز)، عصر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی را نیز درگیر همه‌ تجربه هایی می‌کند که ریشه در تاسیس و حیات یک سازمان و فعالیت دارد.

بنابراین، به راستی، کاملا طبیعی است که هر از چندگاهی، شاهد ادغام رسانه‌های سنتی و نوین باشیم. برای نمونه، شرکت «کامکست» شبکه کابلی «تایم وارنر» را بر اساس قراردادی چهل‌و‌پنج میلیارد دلاری خریداری نمود. چنان‌که با ادغام این دو شرکت، بیست‌وسه میلیون مشترک شرکت کابلی کامکست همراه با یازده میلیون مشکترک تایم وارنر، حدود ده درصد از کل جمعیت آمریکا را در اختیار خواهند داشت. یا در ماه‌ها و سال های گذشته، شرکت توییتر، فیس‌بوک و گوگل به خریداری شرکت‌‌های جوان‌تر اقدام کردند.

download (3)

در واقع، حتی با وجود انبوه رسانه‌های شخصی و اجتماعی (وبلاگ‌ها)، «تکثر رسانه‌ای» روز بروز درگیر چالش یکپارچه‌سازی و ادغام رسانه‌های قدرتمند است. یکپارچه‌سازی که در شکل‌های مختلف انجام می‌گیرد و در انواع شکل‌های ادغام، گاه در صورت ادغام افقی، اقدام به خرید رسانه‌های شبیه می‌پردازد و در برخی مواقع، با برعهده گرفتن و خرید نهادها و شرکت‌های رسانه‌ای همانند شرکت‌های توزیع، به ادغام عمودی روی می‌آورد و یا با ادغام قطری، در حوزه‌های مختلف رسانه‌ای فعالیت می‌کند.

بنابراین، یکپارچه‌سازی امری اجتناب‌ناپذیر برای رشد و توسعه رسانه‌هاست و سرمایه‌گذاری بر روی فناوری و هاب‌های رسانه‌ای از توان رسانه های کوچک خارج است. البته درخواست عمومی جامعه ارتباطی برای تکثرگرایی درونی و بیرونی چه در شکل گوناگونی محتوا و چه در شکل گوناگونی رسانه‌ها، امری است که در قالب قوانین مقرراتی، مالکیت فردی و انحصاری را بر رسانه‌ها محدود می‌کند و تلاش دارد تا تکثر رسانه‌ای را حفظ کند. در این میان، اوضاع رسانه‌های اجتماعی نیز تفاوت زیادی با تاریخ اقتصاد رسانه‌ها ندارد و این رسانه‌ها نیز برای مانایی و حفظ کاربران خود و حتی توسعه بازار دست به ادغام‌های مختلف می‌زنند و شرکت‌های قوی بینه اقدام به خرید استارتاپ های نو و خوش‌آتیه می‌زنند. برای نمونه، شبکه اجتماعی توییتر، پس از رسیدن به سطح مطلوب خود، اقدام به خرید شرکت‌های مختلف از جمله یک شرکت تولیدکننده نرم‌افزار‌های اندروید کرده است و یک ادغام عمودی را در این زمینه انجام داده است.

 images (1)

شرکت فیس‌بوک نیز، در زمینه یکپارچه‌سازی و توسعه، «اینستاگرام» را که یک رسانه متفاوت از فیس‌بوک در یک بستر متفاوت است را در اختیار گرفت و حتی اقدام به خرید شبکه‌هایی چون «واتس‌آپ» نمود که شاید در ظاهر امر، سودآوری خاصی برای این شرکت نداشته باشد ولی از لحاظ روند کسب وکار، با ادغام قطری، امری مثبت در توسعه کار رسانه‌ای به شمار می‌آید و کاربران بسیاری را در اختیار این شرکت قرار می‌دهد. در این میان، شرکت گوگل نیز، رویه دیگری برای توسعه شرکت و ایجاد مزیت رقابتی ایجاد کرده است. این شرکت با حمایت از پروژه‌های انبوه برنامه‌نویسی تحت وب و ایده‌های خوش‌ساخت سعی در پاسخ به نیازهای واقعی کاربران دارد. در واقع، نگاه کارشناسان به رفتار گوگل در توسعه کسب‌وکار مبتنی بر این واقعیت است که مدیریت این شرکت سعی در پاسخ به نیاز دارد تا ایجاد نیاز. از این روی، سیاست‌های سرمایه‌گذاری و اقتصادی گوگل، در بیشتر موارد از واکنش‌های خوب اقتصادی برخوردارند و با رشد آرام و توسعه‌ی منطقی، آینده‌ای مطمئن‌تر را در پیش رو دارند.

images (15)

در پایان، اگر بخواهم جمع‌بندی کلی از موضوع این یادداشت داشته باشم، باید بگویم که سازمان‌های رسانه‌ای با مدیریت بسته که وارد دنیای رقابت و تعامل با محیط نمی‌شوند، سرانجامی جز نابودی و یا فعالیت محدود نخواهند داشت. سازمان‌هایی هم که روش مدیریتی باز را در پیش می‌گیرند و یا با احتیاط با محیط در تعامل هستند، برای زنده ماندن، نیاز به توسعه‌ی کار و رشد مزیت‌های رقابتی خود هستند. چنان‌که، داشتن و بکارگیری نیروی انسانی توانمند و کسب منابع اقتصادی جدید برای زنده ماندن، اموری است که بدون شک، لازمه های هر بازی در میدان رقابت است. لذا، اقدام شرکت فیس‌بوک در تاسیس بانک و ایجاد یک بنگاه اقتصادی جدید (ارائه خدمات مالی در فضای مجازی) برای ادامه کار و توسعه‌ی بازار، قابل فهم است و نشان از تلاش این شرکت برای حفظ بازار رسانه‌ای و ایجاد بازار اقتصادی جدید دارد.  لذا اگر یک رسانه و شبکه اجتماعی وارد دنیای رسانه ها می‌شود باید نگاهی بلند مدت و پخته به مسیر خود داشته باشد و تلاش خستگی ناپذیری در تولید ارزش‌های کاربر‌محور جدید انجام بدهد و یا ادغام‌های درست و به‌جایی را متناسب با شرایط روز اتخاذ کند.

منبع : وب سایت اقتصاد رسانه