پارادوکس پژوهش های دانشگاهی و خصوصی

چندوقتی است که در نشست های پژوهشگران رسانه های اجتماعی ایران بحث برسر چرایی پژوهش مطرح شده است. اینکه چرا پژوهش های دانشجویان علوم انسانی کاربردی نیست؟ یا اینکه چرا پژوهش های مهندسی بنیادی یا نظری نیست؟

به طول کلی پژوهش عمدتا یا در دانشگاه (از جمله پژوهشگاه ها) و یا در بخش خصوصی (از جمله دولتی) انجام می شود. حال باید ببنیم این دو چه تفاوت هایی با یکدیگر دارد:

1- تحقیق دانشگاهی ماهیتا نظری است؛ تحقیق بخش خصوصا عموما کاربردی است.

2- داده های به کار رفته در پژوهش دانشگاهی عمومی هستند؛ در حالی که بیشتر تحقیقات بخش خصوصی مالکیت خصوصی دارند. لذا به اشتراک گذاری پژوش دانشگاهی امری عادی است.

3- موضوعی های تحقیقات بخش خصوصی را غالبا مدیران آن بخش تعیین می کنند ؛ در حالی که پژوهشگران دانشگاهی در انتخاب موضوع آزادترند.

4- هزینه تحقیقات بخش خصوصی معمولا بیش از تحقیقات دانشگاهی است! بله درست است. اما این به دان معنا نیست که پژوهش دانشگاهی را ارزان بنامیم. به این دلیل ارزان است که هزینه های جاری مثل اجاره دفتر، وسایل مورد نیاز، کارمند و غیره ندارد.

5- پژوهش های دانشگاهی عموما تاریخ خاتمه پژوهش ندارند. (مگر در مواردی که بودجه تحقیقاتی برای آن در نظر گرفته شود) اما پژوهشگران بخش خصوصی مقید به زمان برای تحویل کار هستند.

اما این دو محیط تحقیقاتی جنبه های مشترکی نیز به شرح ذیل دارند:

1- بسیاری از فنون و رویکردهای تحقیقات بخش خصوصی از پژوهشگران دانشگاهی نشات می گیرد.

2- پژوهشگران دانشگاهی و خصوصی روش ها و رویکردهای اصلی مشاهبی در روند تحقیق به کار می برند.

3- گاهی در هر دو جا پژوهش بنیادی یا کاربردی انجام می شود ولی اصولا در دانشگاه پژوهش بنیادی و در بخش خصوصی کاربردی صورت می گیرد.

منابع برای مطالعه بیشتر:

کتاب: تحقیق در رسانه های جمعی / نویسندگان راجر دی ویمر و جوزف آر دومنیک، مترجم کاووس سیدامامی، تهران: انتشارات سروش، 1384

کتاب: روش تحقیق کیفی در علوم ارتباطات/ نویسندگان: تامس آر. لیندلف، برایان سی. تیلور، ترجمه دکتر عبدالله گیویان، تهران: انتشارات موسسه همشهری، 1388

در خیابان یک طرفه نیز به هر دو سمت نگاه کنیم!

دیروز در همایش رسانه های اجتماعی؛ ابعاد و ظرفیت ها صحبت کردم. نمی خواستم درباره این همایش مطلب بنویسم اما نتوانستم با “خودم” کنار بیایم و از این موضوع عبور کنم.

طبق معمول همیشه مشکل تکنولوژی در همایش های داخلی پیش آمد. حتی مجبور به شروع سخنرانی بدون نمایش اسلاید برای عموم شدم ولی برای اتکا به آمار نیاز بود اسلاید نمایش داده شود و در نهایت مشکل بعد از چندین دقیقه وقفه برطرف شد.

همین موضوع باعث از بین رفتن تمرکز  (کاملا از بابت عدم تنظیم و اتلاف وقت ناراحت شدم) برای دقایق اولیه ارایه شد، اما کم کم همه چیز بر وقف مراد پیش رفت. موضوع سخنرانی من مقاله ای با عنوان “رسانه های اجتماعی و مشارکت اجتماعی” بود که به همراه استادم دکتر منصور ساعی نوشتم که در آن انتخابات ریاست جمهوری 2008، میان دوره ای 2010 و 2012 امریکا به عنوان مطالعه موردی انجام شده بود.

بعد از پایان سخنرانی، بخش پرسش و پاسخ ایجاد شد. یکی از مخاطبان چند سوال متداوم پرسید، سوال اصلی این بود که چرا مطالعه موردی شما کشور امریکا بود و حوادث پس از انتخابات سال 88 ایران را بررسی نکردید؟ جواب این سوال کاملا مشخص بود، بماند که دبیر علمی همایش در ابتدای سخنرانی نسبت به فیلترینگ رسانه های اجتماعی در ایران انتقاد کرد.

اما مشکل این بود که من از این سوال کمی برآشفته شدم. ناراحتی که از وضعیت این روزهای اینترنت، فیلترینگ، ویدیو پروژکتور و غیره ایجاد شده بود، باعث شد پاسخ من با تندی همراه باشد. البته تندی به شخص پرسشگر نه بلکه تندی در ارایه مفهوم! فکر کنم کاملا حضار ناراحتی ام را احساس کردند. (برخلاف تمامی پرزنت هایی که کلا یک انسان شاد کننده بودم)

اما این تمام ماجرا نبود. پس از پایان سخنرانی ها و صحبت های پایانی دبیر علمی؛ مخاطب دیگری اهداف همایش را به چالش کشید و چندین سوال ساختاری پرسید که مجبور به ارایه توضیحات از سوی دبیر علمی و سخنرانان از جمله من شد. البته بازهم ناراحتیم کاملا مشخص بود.

متاسفانه “ما” دچار یک جبهه گیری یا توجیه گری نسبت به منتقد یا پرسشگر شده ایم. شاید دچار یک ناسازگاری تاریخی هستیم که ذهنمان را شکل داده است. مخاطب حق دارد که همه چیز را به چالش بکشد. سوال بپرسد حال با هر فرم، مفهوم و محتوایی! زیرا وقت خود را صرف کرده است تا … اما “من” حق نداشته ام با تندی پاسخ دهم. چیزی را توجیه کنم. حتی اگر واقعیت را گفته باشم.

اما به نظرم زمان برگزاری همایش های یک طرفه به پایان رسیده است و  نمی دانم چرا “ما” عادت کرده ایم یک طرفه سخن بگوییم بدون آنکه بشنویم! چرا اجازه نمی دهیم مخاطب هر زمان که احساس کرد سوال بپرسد. چرا منطق یک سویه را بر فضایی دوسویه سوار می کنیم؟ در این همایش نیز بخش پرسش و پاسخ بهترین بخش همایش بود.  در همین باره بخوانید اینجا و اینجا، اینجا و اینجا را.

سوال کردند و به چالش کشیدن به معنای ضعیف بودن یک علم، عالم یا برنامه نیست. به معنای تاثیرگذاری در شکل گیری فهم مخاطب است. تا عالمی به چالش نرود علمی تولید نخواهد شد.

Categories: شخصی Tags:

همایش «رسانه‌های اجتماعی؛ ابعاد و ظرفیت ها» برگزار می شود

25 دسامبر 2011 8 دیدگاه

همایش «رسانه‌های اجتماعی؛ ابعاد و ظرفیت ها» از سوي گروه مطالعات ارتباطی و رسانه های جدید پژوهشکده هنر و رسانه پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات روز شنبه 17 دی ماه از ساعت 14 تا 18 در تالار شهید آوینی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار می شود.

به گزارش اين پ‍ژوهشگاه، هدف از برگزاری این همایش نیز، آشنایی روزنامه­ نگاران، دانشجویان و فعالان عرصه ارتباطات و رسانه‏ ها با رسانه های اجتماعی است. سخنرانان این همایش دکتر حسین افخمی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، دکتر قدسی بیات، دکتر منصور ساعی، جواد افتاده، امید جهانشاهی، ابراهیم اسکندری‌پور و حسین بصیریان جهرمی(دبیر علمی همایش) خواهند بود.

عناوین مورد بررسی در این همایش عبارتند از:

  • رسانه هاي اجتماعي و ظرفيت هاي جديد آن در ارتباطات
  • هویت کاربران در شبکه‌های اجتماعی مجازی
  • رسانه‌های اجتماعی و مشارکت اجتماعی
  • تأثیر رسانه‌های اجتماعی بر خبرنگاری
  • شبکه‌نگاری شبکه‌های اجتماعی مجازی
  • دگردیسی مفهوم قدرت و پادقدرت در رسانه‌های اجتماعی
زمان: شنبه 17 دی ماه از ساعت 14 تا 18
مكان: تهران – خيابان وليعصر(عج)، خيابان دمشق، شماره 9، پژ‍وهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات 
حضور براي عمومي در اين همايش آزاد است، برای اطلاعات بیشتر می توانید با شماره 88919184 پژوهشکده هنر و رسانه تماس حاصل فرمایید.
گفتني است،‌ نشست دي ماه “پژوهشگران رسانه هاي اجتماعي ايران”  در حاشيه اين همايش برگزار مي شود.

حقوق بشر در خبر!

16 دسامبر 2011 6 دیدگاه

دوشنبه هفته جاری نشست «رسانه هاي اجتماعي و پيشبرد حقوق بشر؛ چالش‌ها و فرصت‌هاي روياروي کشورهاي در حال توسعه» با حضور استاد همیشه مشاورم دکتر یونس شکرخواه و دکتر حسن نمک دوست استاد دوست داشتنی ام برگزار شد.

در حالی که فردای آن روز دومین نشست «پژوهشگران رسانه های اجتماعی ایران» را برگزار کردیم. (گزارش امید جهاشاهی عزیز را اینجا و خانم مرضیه خلقتی را اینجا بخوانید) و هیچ کس از جمع ما! به غیر از خانم خلقتی از نشست فوق خبری نداشت.

من به شخصه خیلی تاسف خوردم که از نشست دوشنبه خبری نداشتم! خبر می رسد اما شنیدن کی بود مانند… اما وقتی به شنیدن هم می پردازی و جملات دکتر شکرخواه را اینجا و دکتر نمک دوست را اینجا می خوانید. تاسف بابت حضور نداشتن به اندوه تبدیل می شود!

نمی دانم شاید در یک پیچ ارتباطی گیر کردیم! عمومی را از نزدیک می بینیم. بعضی را می شونیم، بعضی ها را می خوانیم و برخی را تنها حفظ می کنیم و از معدودی عبور می کنیم.

دومین نشست پژوهشگران رسانه های اجتماعی برگزار شد

نشست آذرماه «پژوهشگران رسانه های اجتماعی ایران» با بررسی «روش هاي تحقيق در شبكه هاي اجتماعي مجازي» سه شنبه 22 آذرماه جاری با حضور اساتيد، كارشناسان و پ‍ژوهشگران اين حوزه در باشگاه وب ایران برگزار شد.

به گزارش وب سایت رسانه های اجتماعی، علی اكبر اکبری تبار دانشجوی دکترای رفاه اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی در این نشست سخنرانی با عنوان «روش هاي تحقيق در شبكه هاي اجتماعي مجازي» ارایه کرد.

به گفته وی چهار رویکرد اصلی به شبکه های اجتماعی مجازی به شرح ذیل وجود دارد:

1- این شبکه ها ادامه ارتباطات دنیای واقعی
2- یک رسانه خاص برای ارتباط و یا انتقال محتوا
3- محمل بروز و ظهور فضای عمومی و…
4- فقط محلی برای گذران وقت یا اینکه محلی برای نوعی زندگی
اکبری تبار درباره تعریف عبارت شبکه اجتماعی و تحلیلگر شبکه گفت:  عبارت «شبکه‌ اجتماعی» به مجموعه‌ای از کنشگران و ارتباطات و گره‌های ارتباطی میان آنها اشاره دارد. تحلیل‌گر شبکه تلاش خواهد کرد با طراحی مدلی برای این روابط، ساختار گروه را به تصویر بکشد. در آینده فردی دیگر می‌تواند تاثیر این ساختار بر کارکرد گروه و یا تاثیر این ساختار بر افراد درون گروه را مطالعه کند.
وی درباره ملاحظات مطالعات شبکه های اجماعی گفت: قابلیت تعمیم نتایج فقط به افراد استفاده کننده اینترنت (کاربران حرفه‌ای و نیمه حرفه‌ای)، بحث حریم شخصی (Privacy) افراد مورد مطالعه و  تفاوت های عدیده رفتار افراد و شرایط مطالعه از شبکه‌ای به شبکه دیگر (مثال: دوره، یو 24، گوگل باز، گوگل ریدر، فلیکر، فیس بوک، توییتر) از جمله ملاحظات است.
این پژوهشگر درباره شرایط خاص ایران در مطالعات شبکه اجتماعی نیز افزود: عدم آگاهی کافی از تنظیمات پروفایل و پرایوسی (و اینکه کدام بخشها قابل مشاهده است See Your Profile As) و تنظیمات مشاهده مطالب در گروه دوستان، اعتماد نسبتا متفاوت به شبکه‌های اجتماعی خارجی در مقایسه با شبکه‌های داخلی (هویت واقعی‌تر در فیس بوک) و رفتار محتاطانه و گهگاه خودسانسوری افراد در شبکه‌های مجازی (معمولا داخلی) و ملاحظات تعمیم نتایج از جمله ملاحظات این مطالعات در ایران است.
فایل ارایه سخنرانی روش های تحقیق در شبکه های اجتماعی را می توانید از اینجا دانلود کنید.

روش هاي تحقيق در شبكه هاي اجتماعي مجازي بررسي مي شود

10 دسامبر 2011 10 دیدگاه

نشست آذرماه «پژوهشگران رسانه های اجتماعی» با بررسی «روش هاي تحقيق در شبكه هاي اجتماعي مجازي» سه شنبه 22 آذرماه جاری با حضور اساتيد، كارشناسان و پ‍ژوهشگران اين حوزه در باشگاه وب ایران برگزار می شود.

سخنران این نشست، علی اكبر اکبری تبار دانشجوی دکترای رفاه اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی است كه به معرفی روش ها و رویکردهای مختلف مطالعه علمی در مورد شبکه های اجتماعی مجازی مي پردازد.

در اين بررسي علاوه بر ارايه ملاحظات روش شناختی تحقیق بر روی شبکه های اجتماعی مجازی، روش هاي مختلف از جمله پیمایش، تحلیل محتوا، مشاهده، مصاحبه و تحلیل شبکه اجتماعی معرفي مي شود.

گفتنی است؛ دومین نشست «پژوهشگران رسانه های اجتمای ایران» ساعت 17 روز سه شنبه 22 آذرماه جاري توسط وب سايت رسانه هاي اجتماعي و باشگاه وب ایران برگزار می شود.

مجازی یا واقعی شدن تفکرات!

اصولا برای درک فضای مجازی مثال از فضای واقعی به کار می رود. گویا هنوز درک ما از فضای مجازی کامل نشده و برای آن نیاز به مثال های عینی تری از فضای واقعی داریم.

یکی از چالش های جدی توسعه کسب و کارهای تحت وب این است که افرادی که در جلسات تصویب طرح ها شرکت می کنند؛ فضای مجازی را با فضای واقعی (فیزیکی) مقایسه می کنند! و مثال های فضای فیزیکی را به فضای مجازی تعمیم می دهند. حتی این افراد معتقدند که فضای مجازی باید در فضای فیزیکی موثر باشد. اما سوال این است آیا مقایسه این دو فضا در قالب مثال درست است؟

حال سوال جدی تر این است که فضای مجازی باید در امتداد فضای فیزیکی باشد؟ یا به عبارتی فضای مجازی باید فضای فیزیکی را کامل کند؟ اهداف آن را دنبال کند؟ یا اینکه خود محور است و فضای فیزیکی می تواند از آن الگو بگیرد و خود را بسط دهد.

سوال اساسی تر این است که چه فرقی می کند که کدام یک در امتداد دیگری باشد؟کارکردها و ساختار هرکدام متفاوت است. مثلا اتفاقات ویکی لیس، بنیان تاثیرگیری فضای واقعی از فضای مجازی بود.

به طور کلی این طور به نظر می رسد، طرح های مجازی تفکر و مثال مجاز می خواهند، لذا باید به فکر تغییر نگرش و درک افراد باشیم. در یک جمله می توان گفت: تصویب یک طرح یا نظر مجاز در مرحله اول نیاز به درک مجاز دارد تا سواد بالا! 

نظریه شش درجه جدایی چیست؟

28 نوامبر 2011 12 دیدگاه

شبکه های اجتماعی مجازی با فقدان مباحث نظری مواجه است. مباحثی که ساختار این شبکه ها را پدید و آینده آنها را برای محققان هموار می کند.

نزدیک ترین یا به جرات پایه ای ترین نظریه به شبکه های اجتماعی؛ نظریه شش درجه جدایی (Six Degrees of Separation) است. نظریه که می گوید هر دو انسان ساکن بر روی کره زمین، به طور میانگین در یک رابطه با ۶ واسطه یا کمتر به هم مربوط می‌شوند، یعنی حداکثر توسط پنج واسطه به یکدیگر متصل می گردند.

مفهوم “شش درجه جدائی” این نیست که الزاما هر دو نفر حتما با ۵ یا ۶ واسطه به یکدیگر مرتبط می شوند بلکه این نظریه می گوید، افراد بطور متوسط با ۵ واسطه به یکدیگر مربوط می گردند ضمن اینکه گروهی کوچک از انسانها هستند که همچون لینکی تمام آدمها را که در شبکه های مختلف قرار دارند بهم وصل می کنند.

در سال 1929 یک نويسنده مجارستاني به نام فریگیز کارینتی (Frigyes Karinthy ) در يكي از داستان‌هاي كوتاه خود به نام زنجير (Chain)  به بررسي پديده افزايش ارتباط ميان انسان‌ها با افزايش فناوري و پيشرفت بشر ‌پرداخت. به نظر وی، “درست است که ما آدم ها از نظر فیزیکی با هم فاصله زیادی داریم، اما شبکه های انسانی این فاصله ها را از میان برخواهد داشت. دو نفر در دو گوشه متفاوت از جهان حداکثر از طریق 6 نفر به هم مرتبط هستند.”

ایده کارینتی، براساس نظریه گراف بود. [نظریه گراف شاخه‌ای از ریاضیات است که دربارهٔ گراف‌ها بحث می‌کند. به صورت شهودی، گراف نموداری است، شامل تعدادی رأس، که با یال‌هایی به هم وصل شده‌اند.] بدین صورت که اگر افراد و ارتباط‌ها را مانند يك گراف فرض كنيم با پيشرفت فناوري به چگالي اين گراف افزوده مي‌شود. اين تئوري را (بعدها) «شش درجه جدايي» (Six Degrees of Separation) ناميدند.

در اواخر سال ١٩۶٠ روانشناسی بنام ستنلی میلگرم (Stanley Milgram) دست به تجربه ای زد که هدف از آن یافتن پاسخ برای مسئله ای با عنوان “جهان کوچک” بود. صورت مسئله در واقع از این قرار است که انسانها چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند؟

آیا ما هر یک در دنیای خود سیر می کنیم و بطور مستقل با فردی دیگر روابط برقرار می کنیم و در نتیجه ارتباط میان انسانها یک رابطه “یک به یک” است یا هر یک از ما در یک شبکه ارتباطی به دام افتاده ایم و در محدوده آن شبکه روابط خود را با افراد دیگر شکل می دهیم؟ اگر چنین باشد آنوقت این شبکه ها باید بنحوی با یکدیگر رابطه برقرار کنند والا ما با یک تعداد افراد که هر یک درون یک شبکه گیر کرده و راهی به بیرون ندارند مواجه خواهیم بود.

دكتر ميلگرام، براي به دست آوردن جواب آزمايشي را ترتيب داد که به آزمايش “دنياي كوچك” معروف گشت. خلاصه سناریو این آزمایش بدین شکل بود: “توزیع تصادفی نامه به افراد در یک شهر و درخواست ارسال آن نامه ها به یک فرد مشخص در یک شهر دیگر”

در تئوری “دنیای کوچک” دکتر میلگرام، مسيري كه هر نامه طي كرده بود به طور متوسط داراي طول 5/5 بود يا به بيان ديگر فقط پنج نفر بين هر دو نفر قرار داشتند.

با همین نگاه، اولین سایت شبکه اجتماعی با عنوان Six Degrees در سال 1977 به آدرس SixDegrees.com راه‌اندازی شد. این سایت به کاربرانش اجازه ایجاد پروفایل داد تا آنها بتوانند لیستی از دوستانشان ایجاد کنند. البته این سایت در آن موفق نشد و بعد از سه سال متوقف شد.

اما امروز Six Degrees  نام یک برنامه کاربردی (App) در فیس‌بوک است که توسط “ارل بونیان” تهیه شده و  تا به حال بیش از ۱۱ میلیون کاربر آن را نصب کرده‌اند. به وسیله این برنامه، هر کاربر می‌تواند فاصله خود را از هر کاربر دلخواه دیگر پیدا کند. تا به امروز محاسبات این برنامه برای متوسط درجه جدایی، 6.38 و حداکثر درجه جدایی ۱۴ بوده است.

شش درجه جدایی همچنین نام نمایشنامه ای است نوشته John Guare ، که در سال 1990 به اجرا در آمد و در سال 1993 از روی همین نمایشنامه  فیلمی با عنوان Six Degrees of Separation اکران شد.

منابع: 1 / 2 / 3 / 4/

پ.ن: دوست عزیز، علی اکبری تبار نیز مطلب بسیار خوبی با عنوان مختصری درباره نظریه شش درجه جدایی و نظریه دنیای کوچک نوشته است.

تکنولوژِی چیست؟

26 نوامبر 2011 7 دیدگاه

تكنولو‍ژي جزء لاينفك زندگي بشر امروزي است. تكنولو‍ژي كه امروز در قالب هاي گوناگون مانند تلفن همراه، اينترنت، تبلت و غيره وابستگي ايجاد و زندگي را متحول كرده است. لذا شناخت مفهوم تكنولوژي به تنهايي نگاه ما نسبت به آن را بينا و عمل مان را پاك مي كند.

حال به تيتر پاسخ دهيم. تكنولوژي چيست؟‌ تکنولوژی یا فناوری شیوه و شگرد ساخت و کاربرد ابزار، دستگاه‌ها، ماده‌ها و فرایندهایی است که معضل های انسان را برطرف می کند به عبارتی، تکنولوژی فعالیتی انسانی است و از همین رو کهن تر از دانش و مهندسی است.

Technology از دو لغت یونانی techne و logia تشکیل شده‌ است که اولی به معنی هنر و دومی به معنی علم و دانش است.

استفاده از اصطلاح تکنولوژی به میزان قابل توجهی بیش از 200 سال گذشته تغییر کرده زیرا قبل از قرن بیستم این اصطلاح در زبان انگلیسی نیز غیر معمول بود و معمولا به توصیف و یا مطالعه هنرهای سودمند اشاره داشت. این اصطلاح اغلب به آموزش های فنی، در موسسه تکنولوژی ماساچوست متصل است. اما تکنولوژی با مفهوم امروزی با انقلاب صنعتی دوم افزایش یافت. [ویکی پدیا]

سازمان ملل متحد، تکنولوژی را به عنوان مجموعه اطلاعات، مهارتها، روش ها و ابزار لازم برای ساختتن محصولات مورد نیاز و کاربرد آنها و یا تامین خدمات مفید و مورد نیاز پذیرفته است.

از منظر فن سالاران، تکنولوژی ابزار یا فرآیندی است که برای ساختن محصولات بهتر به کار گرفته می شود. اما از نظر اهل علم، تکنولوژی محصول نهایی تحقیقات یا همان دانش فنی و اطلاعاتی است که می تواند به محصولی تجاری تبدیل شود.

اما سوال این است که تکنولوژی و ابزارهاي آن به خودی خود مهم است؟ یا تاثیر اجتماعی آن؟ چه کسی باید تکنولوژی به مفهوم فنی را بررسی کند؟ و چه کسانی تاثیرات تکنولوژی را بررسی کنند؟ و آیا بهتر نیست در کنار بررسی فنی تاثیرات اجتماعی آن نیز بررسی شود؟

معرفی کتاب: نظریه های جامعه اطلاعات

14 نوامبر 2011 2 دیدگاه

ویرایش سوم کتاب «نظریه های جامعه اطلاعات» نوشته پرفسور فرانک وبستر با ترجمه دکتر اسماعیل قدیمی منتشر شد.

فرانک وبستر را به خاطر نگاه انتقادیش به جامعه اطلاعات و بخصوص کتاب حاضر می شناسند. وی هم اکنون رئیس دپارتمان جامعه شناسی سیتی یونیورسیتی لندن است.

فهرست کتاب به شرح  ذیل ارایه شده است:

- پیش درآمد

- جامعه اطلاعاتی چیست؟

- جامعه پساصنعتی: دانیل بل

- نظریه دبستان سامان بخشی

- جامعه شبکه ای: مانوئل کستلز

- اطلاعات و بازار: هربرت شیلر

- اطلاعات و مردم سالاری: یورگن هابرماس

- اطلاعات، بازتاب پذیری و پایش: آنتونی گیدنز

- اطلاعات و پسامدرنیته

- جامعه اطلاعات؟

وبستر که هم اکنون 61 سال دارد در چندین دانشگاه از جمله دانشگاه آکسفورد بروکس، کالیفرنیای سان دیگو، تامپر فلاند، بیرمنگام استاد مهیمان بوده است و در سال 2003 به عنوان استاد تمام وقت ستی یونیورسیتی لندن مشغول تدریس و پژوهش شده است.

جمله آخر بخش قدردانی نویسنده «جامعه اطلاعات هر چیزی که با خود به ارمغان بیاورد، هرگز با رضایت خاطر ناشی از کنار خانواده بودن و دوستان برابری نخواهد کرد.»

دکتر اسماعیل قدیمی، دانش آموخته رشته علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی و استاد مهیمان دانشگاه مذکور و دانشگاه تهران است. سال 80 ویرایش نخست منتشر و 82 تجدید چاپ شد و هم اکنون ویرایش سوم منتشر شده است.

این کتاب ترجمه:

Frank Webster, Theories of the Information and Society, London and New Yourk: Routledge, 2007.

نظریه های جامعه اطلاعات، نوشته فرانکس وبستر؛ ترجمه اسماعیل قدیمی. تهران: نشر امیرکبیر، 1390. قیمت: 12 هزار تومان